|
محرم آمد وغمهای دوستان آمد مگر نسیم غم از طرف بوستان آمد
محرم آمدودلهای شیعیان خون شد مگر زمکه برون شاه انس وجان آمد محرم آمد وشد روزگار ، تیره وتار زمان رنج برای حجازیان آمد پی شفاعت آمت نمود عزم رحیل زکعبه با همه یاران وهمرهان آمد بکربلا چورسید آن شه بلند مقام زمین به لرزه واندوه آسمان آمد رسید حر ریاحی برای استقبال سپاه کفر به اسلام هم عنان آمد نوای طبل ودف نای قوم شد چوبلند زخوف لرزه بر اندام کودکان آمد همه به سینه زنان دور زینب نالان دم شهادت عباس نوجوان آمد محرم آ مد واز فرقت علی اکبر صدای نوحه ی لیلای ناتوان آمد محرم آمد وشد حجله ی عروس ،سیاه اجل نگر به چه تدبیر ، ناگهان آمد * *-طوفان کربلا-ص 4-5 انتشارات رجبی بکوشش سید خراسانی |
منتظران چشم براه تواند شائق طرفی زنگاه تواند
جاکه همه برخی جان توایم تاکی وتا چند کشیم انتظار
عمر دراین غصه بپایان رسید بر لب ما منتظران جان رسید
ظلم وستم توده ی غبرا گرفت روی زمین زندقه یکجا گرفت
العجل ای گوهر بحروجود العجل ای خسرو اقلیم وجود
العجل ای داور گردون غلام العجل ای خلق جهان را ،امام
ای دل ، هرزنده دلی سوی تو آینه ی روی نبی ، روی تو
سلسله ی اهل صفا ، موی تو رونق گلزارجهان ، بویتو
کاردگربرهمه سخت است ، سخت پرده برانداز ،که وقت است ، وقت
ماکه همه روی بسوی توایم منتظردیدن روی توایم
دفترعشق تو زبر، خوانده ایم اسب به میدان وفا رانده ایم
دیده براه تو، بسی دوخته ایم با غم تو سوخته وساخته ایم *
*-سرودهای امام مهدی -انتشارات قلم -قم-صص 30-31-گردآورنده :حسن حقجو
مژده مژده ياران عيد بي نظير است روز خوردن مي ، ازخم غديراست
شد زخالق يکتا مرتضي علي مولا، چشم همه روشن ، چشم همه روشن
جبرئيل آمد در نزد پيمبر گفتا که علي را کن بر همه سرور
وارث نبي حيدر،شد به مسلمين رهبر چشم همه روشن چشم همه روشن
خاتم النبيين شد ، بر روي منبر با همه بگفتا ، حکم حي داور
شد معرف مولا، زامر خالق يکتا چشم همه روشن ، چشم همه روشن
بخن لک از خلق ، برروي سما شد چون رهبر اسلام ،حجت خدا شد
دوستان همه خرم ،دشمنان فرو در غم چشم همه روشن ، چشم همه روشن
(کربلايي ) امشب دروجد وسروراست چون نور يدالله ، روي دست نور است
شد علي ، ولي الله ،وارث رسول الله چشم همه روشن چشم همه روشن*
*-صص 66-67-شکوفه هاي غم از نادعلاي کربلايي(مداح اهل بيت وپدر شهيدين کربلايي
موسسه مطبوعاتي خزر-تهران
باز از سپهر دانش ، سرزد مهی دل آرا کاندر بسیط بینش ، شاهست وفرد ویکتا
از برج دین دهم مه ،مرآت حق تعالی درملک دین دهم شه،سلطان ملک بطحا
سرچشمه ی نقاوت ،عاشر امام هادی -----------
چون صبح نیمه آمد ، ذیحجه را پدیدار ماهی شد آشکارا، از برج آل اطهار
یوسف نبود که بیند شاه ، آمده به بازار ورنه یقین بد اورا،از جان ودل خریدار-----------------کو را بدی بمحنت، ناصر امام هادی ---------------
طالع شد از سمانه ، نوری زطور طه ها کز او یکی تجلی ،درطورشد بموسا
با با رقات موسی، با معجزات عیسی آمد شهی که سازد ، زنده دم مسیحا----------------------------از لحن با ملاحت ف صادرامام هادی------------
سر از سرادق دین ،زد کوکب ولایت از پرده رخ فروزان ، شد نیر هدایت
یعنی دهم امام و، عاشر شه وصایت آن داستان شیران ، توصیف از او کفایت---------------------سیر از پی اطاعت ، حاضر امام هادی-----------
آمد مهی که ظاهر ، ازآسمان زهراست آمد شهی که سبط ،تاسع زشاه بطحاست
آمد ولی امری ، کزدودمان طاهاست آمد یگانه شاهی ، کایات حق تعالی است-----------------------آمد مه هدایت ، ظاهر امام هادی----------
آمد شهی که از حق ، بر انس وجان امام است بر جن وانس شاهست ،سردسته ی عظام است
مشکواه پرضیا است ، مصباح خاص وعام است با آنکه مدفن او ، خود کعبه ی انام است-------------بودی به هر مشقت ف صابر امام هادی----------
آمد شهی که اورا ، باب السرا مکانش دادند بعد هجرت ، از شهر وخانمانش
دیدش یک از محبان فآن خواری زمانش از حا غربت او ترگشت دیدگانش------------------------بر او نمودحکمت ، ظاهرامام هادی----------
فرمود گر به ظاهر، ماراچنین مکان است لیکن بباطن امر،مارا مکان جنان است
آنسو نگر که بینی،همواره گلستان است مارا مقام برتر ، زاین دشت وبوستان است---------------------کردش زراه رافت ، باصرامام هادی ------------
رورا چو کردآنسو ، دید ازجنان نکوتر باغیست پرزاشجار، راغیست پر صنوبر
دشتی پر ازریاحین، صحنیست خوش معطر پر سوسن است سنبل ، پر لاله است واحمر-------------------بنشسته با شهامت ، ناظرامام هادی-----
یارب بحق زهرا فهم حرمت پیمبر به عز وجاه حیدر،حق شبیر وشبر
حق علی هادی ، از حاضرین محضر عفوگناه فرما T بگذرزجرم (آذر)-------------------------کاو راست از خطیئت ، ساتر امام هادی------- *
*-دیوان آذر جلد 1 صص 131 -133-چاپ سوم -1348 شمسی- انتشارات اسلامیه
آسمان خواهد که امشب بازمین ساغرزند از کف ساقی شراب صاف وجان پرور زند
ساقی گلچهره امشب جلوه ی دیگرکند مطرب خوش نغمه امشب پرده ی دیگر زند
ماه امشب خوش نشسته درمیان اختران گاه نوشدباده گاهی بوسه براخترزند
این همه زیور به خود بسته است امشب آسمان تامگر جامی زدست ساقی کوثرزند
آسمان راگفتم اینبزم نشاط از چیست ؟گفت: چونکه فردا آفتاب ازبرج خاور سر زند
من درآن بزمی کنم خدمت که شاه اولیا مصطفی، تاج ولایت بر سر حیدر زند
در(غدیرخم)چودریا، خلق خیزدموج موج کشتی (لولاک)چون آنجارسد لنگر زند
برجهاز اشتران خواند ((محمد)) خطبه ای خطبه ای کاندر حلاوت ، طعنه بر شکر زند
کاین علی باشد ولی الله باید ، بعد من برسریر دین نشیند ، برسرش افسر زند
هرکه من مولای اویم ، بعد من مولاش اوست مرد حق باید قدم درراه این رهبر زند
من همان شهرم که باشد چون علی آن را دری ره به شهرعلم یابد، هرکه براین در ،زند
نیست اورنگ خلافت ، جز سزاوار علی پیش سلطان لاف شاهی گو، گدا کمترزند
بنده ی دربارشاهی باش ، کزقدروجلال ناز برخاقان فروشد، طعنه بر قیصر زند
پرچم شاه ولایت بین که درهر بامداد خنده ها بر پرچم دارا واسکندر زند
طبع شعر من کجاومدح شاه اولیا طایر اندیشه آنجاکی؟تواند پرزند *
*-دکتر قاسم رسا-به نقل از بوستان حسینی صص 67-68-آراسته ی رضامعصومی-چاپ انتشارات گلی
مژده مژده یاران عید بی نظیر است روز خوردن می ، ازخم غدیراست
شد زخالق یکتا مرتضی علی مولا، چشم همه روشن ف چشم همه روشن
جبرئیل آمد در نزد پیمبر گفتا که علی را کن بر همه سرور
وارث نبی حیدر،شد به مسلمین رهبر چشم همه روشن چشم همه روشن
خاتم النبیین شد ، بر روی منبر با همه بگفتا ، حکم حی داور
شد معرف مولا، زامر خالق یکتا چشم همه روشن ، چشم همه روشن
بخن لک از خلق ، برروی سما شد چون رهبر اسلام ،حجت خدا شد
دوستان همه خرم ،دشمنان فرو در غم چشم همه روشن ، چشم همه روشن
(کربلایی ) امشب دروجد وسروراست چون نور یدالله ، روی دست نور است
شد علی ، ولی الله ،وارث رسول الله چشم همه روشن چشم همه روشن*
*-صص 66-67-شکوفه های غم از نادعلای کربلایی(مداح اهل بیت وپدر شهیدین کربلایی
موسسه مطبوعاتی خزر-تهران
صفحه قبل1...262728293031صفحه بعد