همراه با چهارده معصوم-غدیرخم- خطابه غدیر
شاهكارهاي ادب فارسي-عدیر خم- عاشورا-امام حسین(ع)

مهر نماز

:

مهر تو مرا رکن نماز است حسین جان عشق تو مرا کعبه ی راز است حسین جان

روزی که شود بسته برویم در امید

بابکرم لطف توبازاست حسین جان

 

یک ذره غبار حرمت ای حرم دین در رتبه به از ملک حجازاست حسین جان

هرروزدهم بوسه بخاک حرم تو چون تربت تو مهر نماز است حسین جان

در کرببلا زان همه گلهای نکویت اصغر گل نشکفته ی ناز است حسین جان

ازداغ تودر گوشه ی ویرانه رقیه شمعیست که در سوز وگدازاست حسین جان 

 

 

گر قلب من از سینه بر آرند ببینند باذکر تو در راز ونیاز است حسین جان

می خواستم از وصف وجلال تو بگویم دل گفت که اینقصه درازاست حسین جان -ای خون خدا خسرو محمود خصائل بر درگه تو خضر ایاز است حسین جان

 

 

در روز جزا کرببلایی زشفاعت بر سوی تو اش دست نیاز است حسین جان -به نقل ا ز شکوفه های غم اثر طبع ناد علی کربلایی


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 دی 1390برچسب:, توسط محمد حسن اسایش

مهر نماز

:

مهر تو مرا رکن نماز است حسین جان عشق تو مرا کعبه ی راز است حسین جان

روزی که شود بسته برویم در امید

بابکرم لطف توبازاست حسین جان

 

یک ذره غبار حرمت ای حرم دین در رتبه به از ملک حجازاست حسین جان

هرروزدهم بوسه بخاک حرم تو چون تربت تو مهر نماز است حسین جان

در کرببلا زان همه گلهای نکویت اصغر گل نشکفته ی ناز است حسین جان

ازداغ تودر گوشه ی ویرانه رقیه شمعیست که در سوز وگدازاست حسین جان 

 

 

گر قلب من از سینه بر آرند ببینند باذکر تو در راز ونیاز است حسین جان

می خواستم از وصف وجلال تو بگویم دل گفت که اینقصه درازاست حسین جان -ای خون خدا خسرو محمود خصائل بر درگه تو خضر ایاز است حسین جان

 

 

در روز جزا کرببلایی زشفاعت بر سوی تو اش دست نیاز است حسین جان -به نقل ا ز شکوفه های غم اثر طبع ناد علی کربلایی


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 دی 1390برچسب:مهر نماز -مهرتو-رکن نماز -کعبه ی راز --اصغر -گل نشکفته, توسط محمد حسن اسایش

 

رباعی دروصف موسي ابن جعفر عليه السلام

آن رادمرد عالم امکان که رهبر است هفتم امام حضرت موسی ابن جعفراست

باب الحوائجی که بود یار شیعیان مشکل گشاو آیت خلاق اکبر است--------

موسی که بود نور دو چشم جعفر در سنگر دین بود امام ورهبر

جان داد به زندان ونشد برده ی ظلم تاکاخ ستمگران شود زیر وزبر--------

ولادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام---------

از افلاک جلالت شمس دین روشنگر آورده عیان زیبا جمالی بارخ پیغمبر آورده

بنازم دست قدرت را که که از نسل رسول الله برای پیروان دین وقر آن رهبر آورده

گلی از گلشن طاهازنسل حضرت زهرا خداوند جهان با بوی وعطر حیدر آورده

حسن خویی حسین رویی عیان شدکزبرای او خداوندتوانا هوروخلد وکوثر آورده

ز زین العابدین وباقر علم نبی ظاهر عیان فرزند زیبایی برای جعفر آورده

امام هفتمین موسی عیان شد بارخ زیبا سما گفتا سمک ظاهر فروزان اختر آورده

رئیس مذهب شیعه برای یاری ملت دراین ظلمتکده از سوی حق روشنگر آورده

برای یاری قرآن به امر خالق سبحان برای صادق آل نبی همسنگر آورده

به حق جویان بشارت گوکه این روشنگر نیکو جهان آفرینش را پراز زیب وفر آورده

بگو باملت موسی همه گردند رهپیما که خلاق جهان ظاهر کلیم دیگر آورده

مسیحا در ظهور آمد عیان آیات نور آمد زاعجازش تمام خلق را در باور آورده

ذبیح آمد خلیل آمدامام آمد دلیل آمد که درفرمان او خلاق آب وآذرآورد

 

ولی خالق اکبردراين ىنياي پهناور براي انقلاب اهل ايمان رهبر آورده

کسی آمد که با گفتاروبا رفتار نیکویش به لرزه کاخ ظلم وکفر وجورکافر آورده

 

زحسن روی زیبایش ازآن شمس دلارایش تمام جنت الفردوس را درزیورآورده

تمام حسن خوبان را همه اعجاز قرآن را خداوند جهان یکجا عیان زان سرورآورده

 

به جانبازان باایمان برای بستن پیمان زدانشگاه دین ظاهرتوانا افسرآورده

محبش رازحق عزت عدویش را بود ذلت خدااورابرای ما شفیع محشر آورده

شکوفا شد همه گلها منور شد همه دلها هزاران (کربلایی) خم به تعظیمش سرآورده

به نقل ازکتاب شکوفه های غم صص296-297-اثر طبع نادعلی کربلایی-انتشارات خزر-تهران


نوشته شده در تاريخ دو شنبه 12 دی 1390برچسب:امام موسی کاظم -اعجاز قرآن -مسیحا -خلیل -مشکل گشا-باب الحوائج, توسط محمد حسن اسایش

چرااز محفل ما  اي پدر عزم سفر کردي        چراازدوري رويت مرا خونين جگر کردي

 

رقيه دخت شاه دين شبي در شام غم افزا           زهجر باب خود گشتي بسي درشيون وغو غا

سرشک ازديدگان جاري همي ناليد ومي گفتا      که اي بابا ي مظلومم بکوي که گذر کردي

-------چرا از محفل ما اي پدرعزم سفر کردي ---------------------

يتيمم در بدرگشتم همي نالم زهجرانت          بيا بابا دم ديگر مرابنشان بدامانت

کجا رفتي تواي باباسر وجانم بقربانت           زما افسردگان بابا چرا قطع نظر کردي

-----------چرااز محفل ما اي پدر عزم سفر کردي ------------------

غريب وبي معينم من ندارم يار وغمخواري      نباشد از براي من دگريار وپرستاري

بنالم درفراق تو کنم از ديده خون جاري        زهجر روي خود بابا مرا نيلي ببر کردي

----------چرااز محفل ما اي پدر عزم سفر کردي---------------

نباشد طاقتم ديگر بگريم از براي تو            کنم خاک سيه بر سر پدر جان در عزاي تو

کجايي اي پدر تا آنکه چينم من بلاي تو          نمي دانم سفر اندر کدامين بوم بر کردي

-----------چرا از محفل مااي پدر عزم سفر کردي --------------

زضرب سيلي اعدا رخم نيلي شده بابا           شکيبايي نمي باشد توانم رفته از اعضا

زدل اين عقده ام بابا زوصل روي خود بگشا      زفقدانت مرا افسرده وخونين جگر کردي

----------چرا از محفل ما اي پدر عزمسفر کردي  -------------

دراين ماتم سرا (ساعي) توبا خيل عزاداران     نوا کن بهر آن طفل فکار شاه  مظلومان

بيابي باعزاداران  جزا ازايزد منان           زنظم جانگدازخود جهان را نوحه گر کردي

-----چرا از محفل ما اي پدر عزمسفر کردي-------

به نقل از معراج عاشورا -اثر طبع حسينعلي خوانساري -صص 149-150-کتابفروشي اشرفي خوانسار


نوشته شده در تاريخ یک شنبه 11 دی 1390برچسب:رقیه -شام -محفل ما -عزم سفر--طفل فکارشاه مظلومان-ایزد منان-خونین جگر-ساعی خوانساری, توسط محمد حسن اسایش

 

گوش بر حلقه ی در آویزان                   چشم بنشسته براهت گریان
دل از این مژده که خواهی آمد               هست از شوق وصالت لرزان
در رهت بدرقهسازد هر شب                 تا سحر مصحف وادعیه ، زبان
بس که درراه تو هستم سر پا                رفت از پای مرا تاب وتوان
دست از دامن الطاف خدا         دست بردار نباشد یک آن
همه از غیبت تو می نالند            همه از هجر تو بی صبر وامان
همه از خیمه ی بیداد وستم      که بپا گشت به صحرای زمان
همه ازنخل رطب دار امید             که بخشکید دلپیر وجوان
همه از شعله ی نومیدی یاس             که بر آید زورای دل وجان
همه از وحشت عفریت نفاق               که دهد چهره به هر دوست نشان
همه از سر کشی موج گناه         که زندطعنه بروی انسان
همه از مردن یزدان شرف           زیر پای هوس بی شرفان
همه ازپنجه ی خونخوار ستم        که مکد خون دل مضلومان
همه از بی خودی خود دلتنگ          همه گویند بصد آه وفغان
بارالها تو به این زودی زود            قائم آل محمد برسان
بنقل ازسرودهایامام مهدی عج....ص 134- چاپ انتشارات قلم گردآورنده : حسین حقجو
+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 11:26  توسط mha3131  |  نظر بدهید

سرود در ولادت امام محمد باقر علیه السلام

 

مژده زمیلاد عزیز بتول حجت حق باقر علم رسول مژده زمیلاد شهنشاه دین سبط نبی باقر علم یقین

شبل علی نوثمر عابدین مفخر آباء وهمه طیبین در ثمین دوحه ی وحدت اصول حجت حق باقر علم رسول

مژده که ماه رجب ذوالعطاء گشته دومه ظاهرش از یک لقا یک زهلال رخ ماه سماء یک زجمال مه برج هدی

بیت علی ابن حسین رانگر فاطمه ی  بنت حسن راپسر چون مه تابنده نموده نزول حجت حق باقر علم رسول

مژده که دریای علوم آمده واقف اسرار نجوم آمده روشنی دهر ظلوم آمده مظهر تقوا وقیوم آمده            آمده آن جامع فقه وآصول حجت حق باقر علم رسول

به نقل ازدیوان آذرخراسانی جلداول

-ص-99- افست اسلا میه- نوبت چهارم-مشهد1348 شمسی
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 15:42  توسط mha3131  |  یک نظر

سرود درولادت امام محمدباقر علیه السلام

مژده زمیلاد عزیز بتول حجت حق باقر علم رسول مژده زمیلاد شهنشاه دین سبط نبی باقر علم یقین

شبل علی نوثمر عابدین مفخر آباء وهمه طیبین در ثمین دوحه ی وحدت اصول حجت حق باقر علم رسول

مژده که ماه رجب ذوالعطاء گشته دومه ظاهرش از یک لقا یک زهلال رخ ماه سماء یک زجمال مه برج هدی

بیت علی ابن حسین رانگر فاطمه ی  بنت حسن راپسر چون مه تابنده نموده نزول حجت حق باقر علم رسول

مژده که دریای علوم آمده واقف اسرار نجوم آمده روشنی دهر ظلوم آمده مظهر تقوا وقیوم آمده            آمده آن جامع فقه وآصول حجت حق باقر علم رسول

به نقل ازدیوان آذرخراسانی جلداول

-ص-99- افست اسلا میه- نوبت چهارم-مشهد1348 شمسی
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 15:41  توسط mha3131  |  نظر بدهید

جشن غدیر

عيد
روز غدير در واقع عيد آل محمد عليهم السلام و روز جشن اهل بيت است، و به همين جهت تأكيد خاصى از سوى ائمه عليهم السلام بر جشن گرفتن و اظهار سرور و شادى در اين روز وارد شده است.
شخصى يهودى كه در مجلس عمر حاضر بود گفت: اگر آيه ى 'الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ...' "كه در روز غدير نازل شده" در امت ما نازل شده بود ما روز نزول آن را عيد مى گرفتيم! [ الغدير: ج 1 ص 283. عوالم: ج 3:15 ص 115 و 303. ]

امام صادق عليه السلام مى فرمايد: انبياء بنى اسرائيل روزى را كه جانشينِ بعد از خود را تعيين مى كردند عيد قرار مى دادند. 'عيد غدير' هم روزى است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله على عليه السلام را براى مردم منصوب فرمود.... [ بحارالأنوار: ج 37 ص 170. ]

بدون شك عيد گرفتن غدير به معناى زنده نگه داشتن آن روز تاريخى در دلهاى شيعيان و احياى محتواى آن در مقابل دشمنان است، و به عنوان علامتى بزرگ بر صفحه ى تاريخ تشيع نقش بسته و نشان دائمى ولايت است.

عيد غدير در لسان پيامبر و امامان:
ذيلاً احاديثى كه در فضيلت عيد غدير و اهميت خاص آن در مقايسه با ساير اعياد از لسان معصومين عليهم السلام وارد شده ذكر مى شود:


پيامبر:
- روز غدير خم افضل و بالاترين عيدهاى امت من است. [ عوالم: ج 3:15 ص 208. ]
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام وصيت فرمود كه اين روز را عيد بگيرد، و فرمود: انبياء هم چنين مى كردند و به جانشينان خود وصيت مى كردند كه اين روز را عيد بگيرند. [ عوالم: ج 3:15 ص 211. ]

اميرالمؤمنين:
- اين روز روز عظيم الشأنى است. [ عوالم: ج 3:15 ص 209. ]
در سالى كه عيد غدير با روز جمعه مقارن شده بود حضرت خطابه اى ايراد نمودند
و ضمن آن مطالب زيادى درباره ى عيد گرفتن غدير فرمودند. از جمله فرمودند:
'خداوند در اين روز دو عيد عظيم و بزرگ را براى شما جمع نموده است'. [ عوالم: ج 3:15 ص 208. ]


امام صادق:
- خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاده مگر آنكه اين روز را عيد گرفته و حرمت آن را نگه داشته است. [ عوالم: ج 3:15 ص 214. ]
- عيد غدير 'عيد اللَّه اكبر' است، يعنى عيد بزرگ خداوند است. [ عوالم: ج 3:15 ص 211. ]
- عيد غدير خم از عيد فطر و قربان و روز جمعه و روز عرفه افضل است، و نزد خداوند منزلت والاترى دارد. [ عوالم: ج 3:15 ص 210 و 211 و 212. ]
- روز غدير، روز شريف و عظيمى است... اين روز، روزِ عيد و شادى و سرور است. [ عوالم: ج 3:15 ص 213. اليقين: ص 372 باب 132. ]

- روز غدير خم روزى است كه خداوند آن را براى شيعيان و محبّان ما عيد قرار داده است. [ عوالم: ج 3:15 ص 213. ]
- شايد گمان كنى كه خداوند روزى با حرمت تر از روز غدير خلق كرده است! نه به خدا قسم، نه به خدا قسم، نه به خدا قسم! [ عوالم: ج 3:15 ص 215. ]
- روز قيامت چهار روز را مانند عروس به پيشگاه الهى مى برند: عيد فطر، عيد قربان، روز جمعه، عيد غدير. 'روز غدير خم' در مقابل عيد قربان و فطر مانند ماه بين ستارگان است. خداوند تعالى بر غدير ملائكه ى مقربين را موكل مى كند كه رئيسشان جبرئيل است، و انبياء مرسلين را كه رئيسشان حضرت محمد صلى اللَّه عليه و آله است، و اوصياء منتجبين را كه رئيسشان اميرالمؤمنين عليه السلام است، و اولياء خود را كه رئيسشان سلمان و ابوذر و مقداد و عمار هستند. اينان 'غدير' را همراهى مى كنند تا آن را وارد بهشت نمايند. [ عوالم: ج 3:15 ص 212. ]


امام رضا:
- اين روز، روز عيدِ اهل بيت محمد عليهم السلام است. [ عوالم: ج 3:15 ص 223. ]
- هر كس اين روز را عيد بگيرد خداوند مالش را زياد مى كند. [ عوالم: ج 3:15 ص 223. ]
در روز عيد غديرى، حضرت عده اى از خواص اصحاب خود را براى افطار دعوت فرمود، و به منازل آنان هدايا و عيدى فرستاد، و درباره ى فضائل اين روز سخنانى فرمود.[عوالم: ج 3:15 ص 221.]


امام هادى:
- روزِ غدير روز عيد است، و افضل اعياد نزد اهل بيت و محبّان ايشان به شمار مى آيد. [ عوالم: ج 3:15 ص 226. ]

جشن غدير در آسمان ها:
در آسمانها روز غدير را مى شناسند و آن را جشن مى گيرند. در اين باره چهار حديث ذكر مى نماييم:

غدير، روز عهد معهود:
امام صادق عليه السلام فرمود: نام عيد غدير در آسمانها روز 'عهد معهود' است. [ عوالم: ج 3:15 ص 214. ]

غدير، روز عرضه ولايت بر اهل آسمانها:
امام رضا عليه السلام فرمود: خداوند در روز عيد غدير ولايت را بر اهل آسمانها عرضه كرد، و اهل آسمان هفتم در قبول آن از ديگران سبقت گرفتند. به همين جهت خداوند آسمان هفتم را به عرش خود مزين فرمود.
سپس اهل آسمان چهارم بر ديگران سبقت گرفتند، و خداوند آن را به بيت المعمور مزين فرمود.
سپس اهل آسمان اول سبقت گرفتند، و خداوند آن را به ستارگان مزين فرمود. [ عوالم: ج 3:15 ص 224. ]


ملائكه در جشن غدير:
امام رضا عليه السلام فرمود: روز غدير، روزى است كه خداوند به جبرئيل امر مى كند تا تختى از كرامت خود در مقابل بيت المعمور قرار دهد.
سپس جبرئيل بر فراز آن قرار مى گيرد و ملائكه از همه ى آسمانها جمع مى شوند و بر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ثنا مى فرستند و براى شيعيان اميرالمؤمنين و ائمه عليهم السلام و محبّان ايشان استغفار مى كنند. [ عوالم: ج 3:15 ص 222. ]


نثار فاطمه در جشن غدير:
امام رضا عليه السلام از پدرش امام موسى بن جعفر عليه السلام از جدش امام صادق عليه السلام نقل مى فرمايد كه فرمود: روز غدير نزد اهل آسمان مشهورتر از اهل زمين است.
خداوند تعالى در بهشت قصرى خلق فرموده كه بناى آن خشتى از نقره و خشتى از طلا است. در آن قصر صد هزار اتاق سرخ رنگ و صد هزار خيمه ى سبز رنگ وجود دارد و خاك آن از مشك و عنبر است. در آن قصر چهار نهر جارى است: نهرى از شراب و نهرى از آب و نهرى از شير و نهرى از عسل. در كناره هاى اين نهرها درختانى از انواع ميوه ها قرار دارد، و بر آن درختان طيورى هستند كه بدنهاى آنها از لؤلؤ و بالهايشان از ياقوت است و به انواع صداها مى خوانند.
روز غدير كه فرا مى رسد اهل آسمانها وارد اين قصر مى شوند و تسبيح و تقديس و تهليل مى گويند. آن پرندگان هم به پرواز در مى آيند و خود را به آب مى زنند، و سپس در آن مشك و عنبر مى غلطند. آنگاه كه ملائكه جمع شدند بار ديگر به پرواز در مى آيند و آن عطرها را بر آنان مى پاشند.
ملائكه در روز غدير 'نثار فاطمه عليهاالسلام' [ نثار فاطمه عليهاالسلام همان ميوه هاى درخت طوبى است كه در شب زفاف حضرت، به امر الهى از آن درخت در آسمانها پخش شد و ملائكه آنها را به عنوان يادگار برداشتند. بحار الانوار: ج 43 ص 109. ] را به يكديگر هديه مى دهند. وقتى آخرين ساعات روز غدير فرا مى رسد ندا مى آيد: 'به مراتب و درجات خود برگرديد كه به احترام محمد و على تا سال آينده در چنين روزى، از لغزش و خطر در امان خواهيد بود'. [ بحارالأنوار: ج 37 ص 163. عوالم: ج 3:15 ص 221.عيد
روز غدير در واقع عيد آل محمد عليهم السلام و روز جشن اهل بيت است، و به همين جهت تأكيد خاصى از سوى ائمه عليهم السلام بر جشن گرفتن و اظهار سرور و شادى در اين روز وارد شده است.
شخصى يهودى كه در مجلس عمر حاضر بود گفت: اگر آيه ى 'الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ...' "كه در روز غدير نازل شده" در امت ما نازل شده بود ما روز نزول آن را عيد مى گرفتيم! [ الغدير: ج 1 ص 283. عوالم: ج 3:15 ص 115 و 303. ]

امام صادق عليه السلام مى فرمايد: انبياء بنى اسرائيل روزى را كه جانشينِ بعد از خود را تعيين مى كردند عيد قرار مى دادند. 'عيد غدير' هم روزى است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله على عليه السلام را براى مردم منصوب فرمود.... [ بحارالأنوار: ج 37 ص 170. ]

بدون شك عيد گرفتن غدير به معناى زنده نگه داشتن آن روز تاريخى در دلهاى شيعيان و احياى محتواى آن در مقابل دشمنان است، و به عنوان علامتى بزرگ بر صفحه ى تاريخ تشيع نقش بسته و نشان دائمى ولايت است.

عيد غدير در لسان پيامبر و امامان:
ذيلاً احاديثى كه در فضيلت عيد غدير و اهميت خاص آن در مقايسه با ساير اعياد از لسان معصومين عليهم السلام وارد شده ذكر مى شود:


پيامبر:
- روز غدير خم افضل و بالاترين عيدهاى امت من است. [ عوالم: ج 3:15 ص 208. ]
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام وصيت فرمود كه اين روز را عيد بگيرد، و فرمود: انبياء هم چنين مى كردند و به جانشينان خود وصيت مى كردند كه اين روز را عيد بگيرند. [ عوالم: ج 3:15 ص 211. ]

اميرالمؤمنين:
- اين روز روز عظيم الشأنى است. [ عوالم: ج 3:15 ص 209. ]
در سالى كه عيد غدير با روز جمعه مقارن شده بود حضرت خطابه اى ايراد نمودند
و ضمن آن مطالب زيادى درباره ى عيد گرفتن غدير فرمودند. از جمله فرمودند:
'خداوند در اين روز دو عيد عظيم و بزرگ را براى شما جمع نموده است'. [ عوالم: ج 3:15 ص 208. ]


امام صادق:
- خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاده مگر آنكه اين روز را عيد گرفته و حرمت آن را نگه داشته است. [ عوالم: ج 3:15 ص 214. ]
- عيد غدير 'عيد اللَّه اكبر' است، يعنى عيد بزرگ خداوند است. [ عوالم: ج 3:15 ص 211. ]
- عيد غدير خم از عيد فطر و قربان و روز جمعه و روز عرفه افضل است، و نزد خداوند منزلت والاترى دارد. [ عوالم: ج 3:15 ص 210 و 211 و 212. ]
- روز غدير، روز شريف و عظيمى است... اين روز، روزِ عيد و شادى و سرور است. [ عوالم: ج 3:15 ص 213. اليقين: ص 372 باب 132. ]

- روز غدير خم روزى است كه خداوند آن را براى شيعيان و محبّان ما عيد قرار داده است. [ عوالم: ج 3:15 ص 213. ]
- شايد گمان كنى كه خداوند روزى با حرمت تر از روز غدير خلق كرده است! نه به خدا قسم، نه به خدا قسم، نه به خدا قسم! [ عوالم: ج 3:15 ص 215. ]
- روز قيامت چهار روز را مانند عروس به پيشگاه الهى مى برند: عيد فطر، عيد قربان، روز جمعه، عيد غدير. 'روز غدير خم' در مقابل عيد قربان و فطر مانند ماه بين ستارگان است. خداوند تعالى بر غدير ملائكه ى مقربين را موكل مى كند كه رئيسشان جبرئيل است، و انبياء مرسلين را كه رئيسشان حضرت محمد صلى اللَّه عليه و آله است، و اوصياء منتجبين را كه رئيسشان اميرالمؤمنين عليه السلام است، و اولياء خود را كه رئيسشان سلمان و ابوذر و مقداد و عمار هستند. اينان 'غدير' را همراهى مى كنند تا آن را وارد بهشت نمايند. [ عوالم: ج 3:15 ص 212. ]


امام رضا:
- اين روز، روز عيدِ اهل بيت محمد عليهم السلام است. [ عوالم: ج 3:15 ص 223. ]
- هر كس اين روز را عيد بگيرد خداوند مالش را زياد مى كند. [ عوالم: ج 3:15 ص 223. ]
در روز عيد غديرى، حضرت عده اى از خواص اصحاب خود را براى افطار دعوت فرمود، و به منازل آنان هدايا و عيدى فرستاد، و درباره ى فضائل اين روز سخنانى فرمود.[عوالم: ج 3:15 ص 221.]


امام هادى:
- روزِ غدير روز عيد است، و افضل اعياد نزد اهل بيت و محبّان ايشان به شمار مى آيد. [ عوالم: ج 3:15 ص 226. ]

جشن غدير در آسمان ها:
در آسمانها روز غدير را مى شناسند و آن را جشن مى گيرند. در اين باره چهار حديث ذكر مى نماييم:

غدير، روز عهد معهود:
امام صادق عليه السلام فرمود: نام عيد غدير در آسمانها روز 'عهد معهود' است. [ عوالم: ج 3:15 ص 214. ]

غدير، روز عرضه ولايت بر اهل آسمانها:
امام رضا عليه السلام فرمود: خداوند در روز عيد غدير ولايت را بر اهل آسمانها عرضه كرد، و اهل آسمان هفتم در قبول آن از ديگران سبقت گرفتند. به همين جهت خداوند آسمان هفتم را به عرش خود مزين فرمود.
سپس اهل آسمان چهارم بر ديگران سبقت گرفتند، و خداوند آن را به بيت المعمور مزين فرمود.
سپس اهل آسمان اول سبقت گرفتند، و خداوند آن را به ستارگان مزين فرمود. [ عوالم: ج 3:15 ص 224. ]


ملائكه در جشن غدير:
امام رضا عليه السلام فرمود: روز غدير، روزى است كه خداوند به جبرئيل امر مى كند تا تختى از كرامت خود در مقابل بيت المعمور قرار دهد.
سپس جبرئيل بر فراز آن قرار مى گيرد و ملائكه از همه ى آسمانها جمع مى شوند و بر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ثنا مى فرستند و براى شيعيان اميرالمؤمنين و ائمه عليهم السلام و محبّان ايشان استغفار مى كنند. [ عوالم: ج 3:15 ص 222. ]


نثار فاطمه در جشن غدير:
امام رضا عليه السلام از پدرش امام موسى بن جعفر عليه السلام از جدش امام صادق عليه السلام نقل مى فرمايد كه فرمود: روز غدير نزد اهل آسمان مشهورتر از اهل زمين است.
خداوند تعالى در بهشت قصرى خلق فرموده كه بناى آن خشتى از نقره و خشتى از طلا است. در آن قصر صد هزار اتاق سرخ رنگ و صد هزار خيمه ى سبز رنگ وجود دارد و خاك آن از مشك و عنبر است. در آن قصر چهار نهر جارى است: نهرى از شراب و نهرى از آب و نهرى از شير و نهرى از عسل. در كناره هاى اين نهرها درختانى از انواع ميوه ها قرار دارد، و بر آن درختان طيورى هستند كه بدنهاى آنها از لؤلؤ و بالهايشان از ياقوت است و به انواع صداها مى خوانند.
روز غدير كه فرا مى رسد اهل آسمانها وارد اين قصر مى شوند و تسبيح و تقديس و تهليل مى گويند. آن پرندگان هم به پرواز در مى آيند و خود را به آب مى زنند، و سپس در آن مشك و عنبر مى غلطند. آنگاه كه ملائكه جمع شدند بار ديگر به پرواز در مى آيند و آن عطرها را بر آنان مى پاشند.
ملائكه در روز غدير 'نثار فاطمه عليهاالسلام' [ نثار فاطمه عليهاالسلام همان ميوه هاى درخت طوبى است كه در شب زفاف حضرت، به امر الهى از آن درخت در آسمانها پخش شد و ملائكه آنها را به عنوان يادگار برداشتند. بحار الانوار: ج 43 ص 109. ] را به يكديگر هديه مى دهند. وقتى آخرين ساعات روز غدير فرا مى رسد ندا مى آيد: 'به مراتب و درجات خود برگرديد كه به احترام محمد و على تا سال آينده در چنين روزى، از لغزش و خطر در امان خواهيد بود'. [ بحارالأنوار: ج 37 ص 163. عوالم: ج 3:15 ص

 



مژده زمیلاد عزیز بتول حجت حق باقر علم رسول مژده زمیلاد شهنشاه دین سبط نبی باقر علم یقین

شبل علی نوثمر عابدین مفخر آباء وهمه طیبین در ثمین دوحه ی وحدت اصول حجت حق باقر علم رسول

مژده که ماه رجب ذوالعطاء گشته دومه ظاهرش از یک لقا یک زهلال رخ ماه سماء یک زجمال مه برج هدی

بیت علی ابن حسین رانگر فاطمه ی  بنت حسن راپسر چون مه تابنده نموده نزول حجت حق باقر علم رسول

مژده که دریای علوم آمده واقف اسرار نجوم آمده روشنی دهر ظلوم آمده مظهر تقوا وقیوم آمده            آمده آن جامع فقه وآصول حجت حق باقر علم رسول

به نقل ازدیوان آذرخراسانی جلداول-ص-99- افست اسلا میه- نوبت چهارم-مشهد1348 شمسی


نوشته شده در تاريخ جمعه 9 دی 1390برچسب:امام باقر -نوثمر عابدین -حجت دین -باقرعلم رسول, توسط محمد حسن اسایش

چرااز محفل ما ای پدر عزم سفر کردی چراازدوری رویت مرا خونین جگر کردی رقیه دخت شاه دین شبی در شام غم افزا زهجر باب خود گشتی بسی درشیون وغو غا سرشک ازدیدگان جاری همی نالید ومی گفتا که ای بابا ی مظلومم بکوی که گذر کردی -------چرا از محفل ما ای پدرعزم سفر کردی --------------------- یتیمم در بدرگشتم همی نالم زهجرانت بیا بابا دم دیگر مرابنشان بدامانت کجا رفتی توای باباسر وجانم بقربانت زما افسردگان بابا چرا قطع نظر کردی -----------چرااز محفل ما ای پدر عزم سفر کردی ------------------ غریب وبی معینم من ندارم یار وغمخواری نباشد از برای من دگریار وپرستاری بنالم درفراق تو کنم از دیده خون جاری زهجر روی خود بابا مرا نیلی ببر کردی ----------چرااز محفل ما ای پدر عزم سفر کردی--------------- نباشد طاقتم دیگر بگریم از برای تو کنم خاک سیه بر سر پدر جان در عزای تو کجایی ای پدر تا آنکه چینم من بلای تو نمی دانم سفر اندر کدامین بوم بر کردی -----------چرا از محفل ماای پدر عزم سفر کردی -------------- زضرب سیلی اعدا رخم نیلی شده بابا شکیبایی نمی باشد توانم رفته از اعضا زدل این عقده ام بابا زوصل روی خود بگشا زفقدانت مرا افسرده وخونین جگر کردی ----------چرا از محفل ما ای پدر عزمسفر کردی ------------- دراین ماتم سرا (ساعی) توبا خیل عزاداران نوا کن بهر آن طفل فکار شاه مظلومان بیابی باعزاداران جزا ازایزد منان زنظم جانگدازخود جهان را نوحه گر کردی -----چرا از محفل ما ای پدر عزمسفر کردی------- به نقل از معراج عاشورا -اثر طبع حسینعلی خوانساری -صص 149-150-کتابفروشی اشرفی خوانسار زضرب سیلی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 دی 1390برچسب:رقیه-شام -ساعی -عزم سفر -شاه دین عزای شاه دین-نیلی -اعدا, توسط محمد حسن اسایش

ای پدر از کودکی فارس میدان شدم            جهد تو کردی ولی من زشهیدان شدم

 

ریخته شد خون  من در سر کوی وفا               از سر یک قطره خون گوهر غلطان شدم

جاذبه حسن دوست جانب یارم کشید            مور صفت وارث ملک سلیمان شدم

ارث شهادت زتو بردنم از زندگیست           جان بتو کردم وفا محرم جانان شدم

سوز دل تشنه ات زد بدل من شرار            تشنه لب دلکباب بهر تو قربان شدم

آتش سودای یار شعله زد اندر سرم           همچو خلیل اندراین آتش سوزان شدم

کشته شدم تشنه لب  همچوعلی اکبرت       قطره بدم ای پدر  همسر عمان شدم

قصرجنان دیدم از روزن پیکان تیر         زآمدن این جهان زود پشیمان شدم*

*-طوفان کربلا -ص112-گرداورنده : سید خراسانی ( سید حسن سجادی )-کتابفروشی رجبی



روز بردیده ی  شه شد چون شب                  غرقه خون دید دوطفل زینب

آن یکی خون زتنش بود روان                     آن یکی در شرف دادن جان

آن یکی گفت : حسین جان ! مردم                من بیاری توجان بسپردم

آن یکی گفت : بیا غمخوارم                      روی زانوی تو جان بسپارم

آن یکی گفت: مرا بر ، به حرم               تا مگر مادر خود را نگرم 

شاه بر روی دو طفل خواهر             ریخت از دیده ی حسرت ، گوهر

برد طفلان بخون غلطان را                 تادهد هدیه بدخت زهرا

همه زنها زحرم گریه کنان                 پیشواز آمده با آه وفغان

زینب از خیمه نیامد بیرون                تا نبیند تن طفلان در خون

گوئیا خواست در این جا خواهر           ننگرد چشم برادر را تر

آه از داغ دل شاه شهید                    کان همه ، داغ به یک ساعت دید

(کربلایی)شده زاین سرخ گلان          وادی کرببلا گلباران *

*-صص 194-195 -ارمغان کربلا - سروده ناد علی کربلایی -مداح اهل بیت -انتشارات خزر -تهران     


نوشته شده در تاريخ یک شنبه 13 آذر 1390برچسب:طفلان حضرت زینب - زینب-شاه دین -دیده ی حسرت -سرخ گلان -گلباران -نادعلی کربلایی -کربلا, توسط محمد حسن اسایش

روز بردیده ی  شه شد چون شب                  غرقه خون دید دوطفل زینب

آن یکی خون زتنش بود روان                     آن یکی در شرف دادن جان

آن یکی گفت : حسین جان ! مردم                من بیاری توجان بسپردم

آن یکی گفت : بیا غمخوارم                      روی زانوی تو جان بسپارم

آن یکی گفت: مرا بر ، به حرم               تا مگر مادر خود را نگرم 

شاه بر روی دو طفل خواهر             ریخت از دیده ی حسرت ، گوهر

برد طفلان بخون غلطان را                 تادهد هدیه بدخت زهرا

همه زنها زحرم گریه کنان                 پیشواز آمده با آه وفغان

زینب از خیمه نیامد بیرون                تا نبیند تن طفلان در خون

گوئیا خواست در این جا خواهر           ننگرد چشم برادر را تر

آه از داغ دل شاه شهید                    کان همه ، داغ به یک ساعت دید

(کربلایی)شده زاین سرخ گلان          وادی کرببلا گلباران *

*-صص 194-195 -ارمغان کربلا - سروده ناد علی کربلایی -مداح اهل بیت -انتشارات خزر -تهران     


نوشته شده در تاريخ یک شنبه 13 آذر 1390برچسب:طفلان حضرت زینب - زینب-شاه دین -دیده ی حسرت -سرخ گلان -گلباران -نادعلی کربلایی -کربلا, توسط محمد حسن اسایش

صفحه قبل 1 ... 17 18 19 20 21 ... 30 صفحه بعد