مژده یاران رخ دلدار پدیدار شده رخ دلدار پدیدار بدیدار شده
سر پنهان ز پس پرده عیان گردیده از پس پرده عیان جامع اسرار شده
شب هجران سپری روز وصال است وصال صبح صادق متجلی زرخ یار شده
رحمت واسعه نازل شده از منبع جود ریزش مغفرت از داور غفار شده
خالق عزوجل از کرم ولطف عمیم عزم غفاری او بیحد وبسیار شده
منبع فیض زفیاض شده فیض رسان فیض بر عالم از آن مطلع انوار شده
دوده وهفت مگر آنکه شد از ماه رجب کاین همه جلوه زمحبوب پدیدار شده
فاش گو،فاش که مبعوث رسالت احمد منجی خلق ،محمد شه مختار شده
حضرت روح الامین زامر خداوند مبین نازل اندر بر آن سید ابرار شده
بانگ جاء الخق وصیت زهق الباطل را بر ملا برزده با لعل درر بار شده
تیرگیهای ضلالت همه باطل شده است تا رخ افروز ، محمد شه اخیار شده
شرق خورشید محبت شده در کوه حرا قاف تا قاف منور همه یکبار شده
نخل توحید عجب نشو و نمایی کرده بارور گشته از آن والد اطهار شده
شمع فانوس همه دایره ی کون ومکان قطب امکان شده ونقطه ی پرگار شده
احمد آن نور سموات وزمین ،فخر بشر پرتو افکن بجهان از مه رخسار شده
پرچم نصرومن الله زحق افراشته است از پی فتح وظفر جانب بازار شده
نام الله وصمدآمده یاران بمیان لات وعزی وصنم ، جمله نگونسار شده
عقل کل ختم رسل اشرف خلق دو جهان تاجدار از کرم ورحمت دادار شده
( آذر)از شهد ولای شه دین شمس شموس نه عجب ناطقه اش گر که شکربار شده --
--بنقل ازصص ۱۶ -۱۷ جلد دوم دیوان آذر -چاپ انتشارات طوس مشهد -محرم ۱۳۸۲ قمری ـمرحوم آذر خراسانی ---
مژده مژده شد روشن، ُ چشم اهل دین به به گشته جشن میلاد میر مومنین به به
بیت حق چراغان شد ، عرش نور باران شد از پرتورخسار فرمانده ی دین به به
ای شیعه نما شادی ، آمد از خدا هادی رهنمای دنیا و روز واپسین به به
چشم مصطفی روشن ، عالم همه شد گلشن زآفریدگار اورا آمد آفرین به به
فوج ملک از بالا، ذکر یا علی گویا دسته گل بر افشانندبر روی زمین به به
بر قدوم آن سرور، ریز شد گل احمر لا حول ولا بر آن فرخنده جبین به به
رمز هل اتی آمد ، حجت خدا آمد بر خاتم پیغمبر آمده نگین به به
گل نما نثار امشب ، بر قدوم یار امشب خانه زاد حق آمد بر یاری دین به به
نقل ها بر افشانید ، مدح ومنقبت خوانید دست حق عیان آمد ، خوش ز آستین به به
قلب (کربلایی) شاد ، زاین جشن وازاین میلاد از لحد کند فریاد ، تاروز پسین به به --
--نقل ازصص ۶۱-۶۲ شکوفه های غم -جلد اول-نادعلی کربلایی -انتشارات خزر -تهران ----
---(سرود در ولادت علی ابن ابیطالب علیه السلام ) از حاج غلامرضا آذر خراسانی----
مژده زمیلاد ولی خدا شاه ولایت علی مرتضی مژده زمیلاد ولی خدا شاه ولایت علی مرتضی مژده زمیلاد شه ملک دین حجت حق مظهر جان آفرین مفخر ایجاد وولی مبین
شیر خدا وارث خیرالوری شاه ولایت علی مرتضی-----مژده زمیلاد شه انس وجان
نور خدا سرور کون ومکان شاه هدی آیت امن وامان اصل ولا قاسم ناروجنان
حبل متین لنگرارض وسما شاه ولایت علی مرتضی ----
مژده زمیلاد شه بوالحسن مظهر الطاف حی ذوالمنن وارث علم نبی موتمن
محور دین شاه زمین وزمن فارس صفدر شه خیبر گشا شاه ولایت علی مرتضی---
مژده که عالم همه گلزار شد دشت ودمن تحتهاالانهار شد کون ومکان مطلع انوار شد
جلوه کنان والد اطهار شد شد متولد شه ملک ولا شاه ولایت علی مرتضی---
مژده ی رحمت به همه شیعیان خاصه بر احباب وهمه دوستان گشت عیان جامع سر نهان
ماه رخ مرتضوی شد عیان گشت عیان همسر خیرالنسا شاه ولایت علی مرتضی---
--نقل از جلد اول دیوان آذر خراسانی -ص ۳۱ -چاپ سوم -۱۳۴۸ شمسی -انتشارات طوس مشهد ---
مژده مژده شد روشن، ُ چشم اهل دین به به گشته جشن میلاد میر مومنین به به
بیت حق چراغان شد ، عرش نور باران شد از پرتورخسار فرمانده ی دین به به
ای شیعه نما شادی ، آمد از خدا هادی رهنمای دنیا و روز واپسین به به
چشم مصطفی روشن ، عالم همه شد گلشن زآفریدگار اورا آمد آفرین به به
فوج ملک از بالا، ذکر یا علی گویا دسته گل بر افشانندبر روی زمین به به
بر قدوم آن سرور، ریز شد گل احمر لا حول ولا بر آن فرخنده جبین به به
رمز هل اتی آمد ، حجت خدا آمد بر خاتم پیغمبر آمده نگین به به
گل نما نثار امشب ، بر قدوم یار امشب خانه زاد حق آمد بر یاری دین به به
نقل ها بر افشانید ، مدح ومنقبت خوانید دست حق عیان آمد ، خوش ز آستین به به
قلب (کربلایی) شاد ، زاین جشن وازاین میلاد از لحد کند فریاد ، تاروز پسین به به --
--نقل ازصص ۶۱-۶۲ شکوفه های غم -جلد اول-نادعلی کربلایی -انتشارات خزر -تهران ----
---(سرود در ولادت علی ابن ابیطالب علیه السلام ) از حاج غلامرضا آذر خراسانی----
مژده زمیلاد ولی خدا شاه ولایت علی مرتضی مژده زمیلاد ولی خدا شاه ولایت علی مرتضیمژده زمیلاد شه ملک دین حجت حق مظهر جان آفرین مفخر ایجاد ولی مبین
شیر خدا وارث خیرالوری شاه ولایت علی مرتضی-----مژده زمیلاد شه انس وجان
نور خدا سرور کون ومکان شاه هدی آیت امن وامان اصل ولا قاسم ناروجنان
حبل متین لنگرارض وسما شاه ولایت علی مرتضی ----
مژده زمیلاد شه بوالحسن مظهر الطاف حی ذوالمنن وارث علم نبی موتمن
محور دین شاه زمین وزمن فارس صفدر شه حیبر گشا شاهولایت علی مرتضی---
مژده که عالم همه گلزار شد دشت ودمن تحتهاالانهار شد کون ومکان مطلع انوار شد
جلوه کنان والد اطهار شد شد متولد شه ملک ولا شاه ولایت علی مرتضی---
مژده ی رحمت به همه شیعیان خاصه بر احباب وهمه دوستان گشت عیان جامع سر نهان
ماه رخ مرتضوی شد عیان گشت عیان همسر خیرالنسا شاه ولایت علی مرتضی---
--نقل از جلد اول دیوان آذر خراسانی -ص ۳۱ -چاپ سوم -۱۳۴۸ شمسی -انتشارات طوس مشهد ---
ماهي شده در ماه رجب جلوه گر امشب کز شرم نهان است بگردون قمر امشب
خورشید جهانتاب زیثرب بدمیده کآفاق منور شد از او سربسر امشب
زام الولد این ماه دل آرا شده ظاهر دامان رضا زیب گرفت زاین پسر امشب
تا مدعیانش ننمایند شماتت حق کرده عطایش پسری خوش سیر امشب
همواره همه کون ومکان گشته منور از بارقه ی این پسر واین پدر امشب
گردید قران مه وخورشید ولایت گویی که شده معجز شق القمر امشب
نوری شده در فرش هویدا که ازآن نور بگرفته بخود عرش برین زیب وفر امشب
نورسته گلی سر زده از گلشن طه پاشیده صبا خوش بفضا مشک تر امشب
زیبا پسری آمده با چهر محمد حسن نبوی باز شده جلوه گر امشب
شد یوسفی از آل محمد سوی بازار کز بهر تماشا شده پر رهگذر امشب
جن وملک از فرط طرب غرق نشاطند شادیست که برخاسته از بام ودر امشب
میلاد جواد ابن رضا فخر عباداست گردیده عیان بارقه ی دادگر امشب
گشته متولد نهمین حجت دادار ماه رجب ازاو شده بارتبه تر امشب
(آذر ) بطرب کوش که میلادجواد است بازآمده نوباوه ی خیرالبشر امشب --
--نقل از دیوان آذر جلد اول -صص ۱۱۸-۱۱۹- چاسوم -۱۳۴۸ شمسی چاپخانه ی طوس مشهد -سروده ی حاج غلامرضا آذر خراسانی ---
ماهي شده در ماه رجب جلوه گر امشب کز شرم نهان است بگردون قمر امشب
خورشید جهانتاب زیثرب بدمیده کآفاق منور شد از او سربسر امشب
زام الولد این ماه دل آرا شده ظاهر دامان رضا زیب گرفت زاین پسر امشب
تا مدعیانش ننمایند شماتت حق کرده عطایش پسری خوش سیر امشب
همواره همه کون ومکان گشته منور از بارقه ی این پسر واین پدر امشب
گردید قران مه وخورشید ولایت گویی که شده معجز شق القمر امشب
نوری شده در فرش هویدا که ازآن نور بگرفته بخود عرش برین زیب وفر امشب
نورسته گلی سر زده از گلشن طه پاشیده صبا خوش بفضا مشک تر امشب
زیبا پسری آمده با چهر محمد حسن نبوی باز شده جلوه گر امشب
شد یوسفی از آل محمد سوی بازار کز بهر تماشا شده پر رهگذر امشب
جن وملک از فرط طرب غرق نشاطند شادیست که برخاسته از بام ودر امشب
میلاد جواد ابن رضا فخر عباداست گردیده عیان بارقه ی دادگر امشب
گشته متولد نهمین حجت دادار ماه رجب ازاو شده بارتبه تر امشب
(آذر ) بطرب کوش که میلادجواد است بازآمده نوباوه ی خیرالبشر امشب --
--نقل از دیوان آذر جلد اول -صص ۱۱۸-۱۱۹- چاسوم -۱۳۴۸ شمسی چاپخانه ی طوس مشهد -سروده ی حاج غلامرضا آذر خراسانی ---
مژده ز میلاد ولی عشر هادی دین، زاده ی خیرالبشر
مژده زمیلاد علی النقی هادی دین ، نوگل باغ تقی
سبط نبی میر همه متقی شبل علی بحر نقاوت نقی
شاه عشر هادی جن وبشر هادی دین زاده ی خیرالبشر--
مژده ز میلاد ولی زمن شبل علی والد پاک حسن
ماه دهم بارقه ی ذوالمنن زاده ی زهرا وصی بوا لحسن
شمس هدی پادشه بحروبر هادی دین زاده ی خیر البشر
مژده زمیلاد شه ملک دین نور خدا سرور اهل یقین
محور دین عروه ی اهل یقین حجت حق مظهر جان آفرین
شد بجهان ماه رخش جلوه گر هادی دین زاده ی خیر البشر---
مژده زمیلاد شه تاجدار مطلع ایمان ولی کردگار
سرور خوبان به همه شهریار مفخر ایجاد ، مه باوقار
هادی خلق دو جهان سربسر هادی دین ، زاده ی خیر البشر ----
به نقل از دیوان آذر خراسانی -جلد اول-ص ۱۳۴ -انتشارات طوس مشهد -چاپ سوم -۱۳۴۸ شمسی
----محبوس سامرا (امام هادی )---
هادی آل نبی گشته گرفتار بلا متوکل بنموده است بر او جور وجفا
شد چو وارد شه دین ، سامره ، جاداد ورا در رباطی که بدی مسکن خیل غربا
اعتنایی چو به شانش ننمودی زنخست کرد بر وی ستم وظلم ، همان شو م دغا
حرم محترمش را زستمکاری خود داد ویرانه مکان، پیش گروه فقرا
گاه زندان وگهی حبس نظر بود زکین بیست ویک سال به تبعید بد آن شاه هدی
گه مکان داد ورا جای وحوشان از کین گاه تکلیف نمودش به شراب وبه غنا
گاه زندیق خطابش بنمودی زستم گاه دشمنام بدادی زجفا بر زهرا
گاه در مجلس خود مسخره ای می آورد تاکه تقلیدکند از علی ، آن شیر خدا
گه فرستاد زکین ،بهر تفحص در شب عده ای را بهمان خانه که بد ابن رضا
گه بزندان جفا بود مقید از کین گاه اندر غل وزنجیر بدی آن مولا
خون دل از خلفا خورد ، شه از ظلم وستم تاکه مسموم شدی آن خلف بدر دجا
شد چو از زهر جفا کشته نقی خسرو دین غرق ماتم شدی از رحلت وی، سامرا
لب ببند(آهی ) ازاین وقعه ی جانسوز دگر که زدی آتش ازاین غم بدل خیر نسا --
نقل از دیوان آهی -جلد دوم -ص ۲۱۶ -سروده ی علی آهی -انتشارات خزر -تهران---
مژده ز میلاد ولی عشر هادی دین، زاده ی خیرالبشر
مژده زمیلاد علی النقی هادی دین ، نوگل باغ تقی
سبط نبی میر همه متقی شبل علی بحر نقاوت نقی
شاه عشر هادی جن وبشر هادی دین زاده ی خیرالبشر--
مژده ز میلاد ولی زمن شبل علی والد پاک حسن
ماه دهم بارقه ی ذوالمنن زاده ی زهرا وصی بوا لحسن
شمس هدی پادشه بحروبر هادی دین زاده ی خیر البشر
مژده زمیلاد شه ملک دین نور خدا سرور اهل یقین
محور دین عروه ی اهل یقین حجت حق مظهر جان آفرین
شد بجهان ماه رخش جلوه گر هادی دین زاده ی خیر البشر---
مژده زمیلاد شه تاجدار مطلع ایمان ولی کردگار
سرور خوبان به همه شهریار مفخر ایجاد ، مه باوقار
هادی خلق دو جهان سربسر هادی دین ، زاده ی خیر البشر ----
به نقل از دیوان آذر خراسانی -جلد اول-ص ۱۳۴ -انتشارات طوس مشهد -چاپ سوم -۱۳۴۸ شمسی
----محبوس سامرا (امام هادی )---
هادی آل نبی گشته گرفتار بلا متوکل بنموده است بر او جور وجفا
شد چو وارد شه دین ، سامره ، جاداد ورا در رباطی که بدی مسکن خیل غربا
اعتنایی چو به شانش ننمودی زنخست کرد بر وی ستم وظلم ، همان شو م دغا
حرم محترمش را زستمکاری خود داد ویرانه مکان، پیش گروه فقرا
گاه زندان وگهی حبس نظر بود زکین بیست ویک سال به تبعید بد آن شاه هدی
گه مکان داد ورا جای وحوشان از کین گاه تکلیف نمودش به شراب وبه غنا
گاه زندیق خطابش بنمودی زستم گاه دشمنام بدادی زجفا بر زهرا
گاه در مجلس خود مسخره ای می آورد تاکه تقلیدکند از علی ، آن شیر خدا
گه فرستاد زکین ،بهر تفحص در شب عده ای را بهمان خانه که بد ابن رضا
گه بزندان جفا بود مقید از کین گاه اندر غل وزنجیر بدی آن مولا
خون دل از خلفا خورد ، شه از ظلم وستم تاکه مسموم شدی آن خلف بدر دجا
شد چو از زهر جفا کشته نقی خسرو دین غرق ماتم شدی از رحلت وی، سامرا
لب ببند(آهی ) ازاین وقعه ی جانسوز دگر که زدی آتش ازاین غم بدل خیر نسا --
نقل از دیوان آهی -جلد دوم -ص ۲۱۶ -سروده ی علی آهی -انتشارات خزر -تهران---
مژده که شد شام محبان سحر ماه رخ فاطمه شد جلوه گر----
مژده که میلاد بتول است بتول خرمی آل رسول است رسول
شادی ارباب عقول است عقول اهل ولاگاه وصول است وصول
دوستی دختر خیرالبشر ماه رخ فاطمه شد جلوه گر------------
مژده که شدطلعت زهرا عیان گشت منور همه کون ومکان
شدبه خدیجه ز خدا رایگان زهره ی بی مثل وعطا در زمان
آنکه بود مام شبیر وشبر ماه رخ فاطمه شد جلوه گر----------
مژده که رخ کرده عیان فاطمه چهره نموده بجهان فاطمه
کرده جهان رشک جنان فاطمه گشته زرخ جلوه کنان فاطمه
برده همی جلوه زشمس وقمر ماه رخ فاطمه شد جلوه گر -------
مژده که صدیقه پدیدار شد جلوه کنان مطلع انوار شد
صحن چمن یکسره گلزار شد دشت ودمن تحتها الانهار شد
خرم ازاو گشت جهان سربسر ماه رخ فاطمه شد جلوه گر------
مژده که خاتون دو عالم رسید فخر زنان بانوی اعظم رسید
مایه ی فخریه ی آدم رسید همسر حیدرشه اکرم رسید
شد متولد صدف هر گهر ماه رخ فاطمه شد جلوه گر----
به نقلاز دیوانآذر-جلد دوم -ص ۴۹- سروده حاج غلامرضا آذر حقیقی خراسانی-انتشارات طوس مشهد -
چاپ ۱۳۴۸ شمسی ----
بیا بیا که بجان آمدم زتنهایی(خطاب به امام زمان عج ...)جديداهل بیت---------بیا بیا که بجان آمدم زتنهایی(خطاب به امام زمان عج...)بیا بیا که بجان آمدم زتنهایی >--------
زکردارم پشیمانم بدرگاه تو مهمانم ترحم کن به مهانت، ترحم کن به مهانت
عزیز فاطمه شاها ! بر احوالم نظر بنما که درگرداب عصیانم ،که در گرداب عصیانم
من افسرده ، گمراهم ، زتو بخشش همی خواهم سروجانم بقربانت ، سروجانم بقربانت
من آن حر خطاکارم که بهر توبه خونبارم شهادستم بدامانت شها دستم بدامانت--
زاول ره بتو بستم ، شها قلب تورا خستم خطا ازمن ، نجات از تو ، شهادستم بدامانت
سر آوردو فدا سازم ،بعهد خود وفاکردم که باشم از غلامانت،که باشم از غلامانت
من آن حر خطا کارم که بهر توبه خون بارم دراین در یای طوفانی ، ره چاره مرا نبود
بفریادم برس اکنون بفریادم برس اکنون ---- خجالت دارم از رویت، نمودم رو کنون سویت
من آن حر خطاکارم که بهرتوبه خون بارم ---من افتادم بگردابم ،رهان ای شه زغرقابم
که جویم فضل واحسانت ،نظر دارم به غفرانت شهادرمانده می باشم ، زخود شرمنده میباشم
کنونم بر سر خوانت من آن حر خطاکارم که بهر توبه خون بارم که بهر توبه خون بارم شهادستم بدامانتشهادستم بدامانت
بگفتا حرنام آور بنزد سبط پیغمبر نظر بنما به مهمانت من آن حر خطاکارم که بهر توبه خون بارم
شادستم بدامانت ، شهادستم بدامانت-----
نقل از :معراج عاشورا -حسینعلی خوانساری -ص۴۹ -انتشارات اشرفی -میدان امام حسن -تهران --
صفحه قبل1...2021222324...31صفحه بعد